سفر قبل از اینکه آموختنی باشد یک ویژگی شخصیتی است، سفر یک جور هنراست ،یعنی لذت بردن ازآن بیشتر از آنکه یک امر آموختنی باشد موضوعی حسی و درونی است ،سفر وسیله ای است برای دیدن نا دیده ها و شنیدن ناشنیده ها .
مطمئنا دوران سفر بهترین دوران زندگیم را رقم می زند،در این دوران است که لذت زندگی را در می یابم.
سفر را برای خود اینگونه معنی کرده ام،نباید به سفر بعنوان تفریحی پرهزینه و گاه مشقت بار بلکه باید به آن به عنوان راهی برای دستیابی به لذت زندگی نگاه کرد،باید آموخت با اندک برنامه ریزی قبلی اما دقیق بدون نیاز به مقدمات بسیار طولانی و بدون هیچ پروائی از مخاطرات معمول حضور در مقاصدی دورتر از محل زندگی خویش را تجربه کرد، آن وقت است که میتوان خود را یک مسافر نامید....
تا دلتان بخواهد برای سفربه خارج از کشورراهنماهای سفر خوبی وجود دارد اما برای سفردرایران چه.....آنچه که وجود دارد اغلب گزارشهای جغرافیائی پر از اطلاعات نادرستی است مزین به چند تائی عکس و به ندرت چند تائی نقشه و شماره تلفن.....
نقشه های موجود دارای اطلاعات محدودی هستند که مشتمل برراهها،فاصله بین شهرها،ارتفاعات و موقعیت مراکز و جاذبه های توریستی نقاط می باشند .برای مسافرت در مسیرهای جاده ای نیاز به نقشه هائی داریم که شامل تمامی مشخصات ذکر شده باشند،اما برای طبیعت گردی و تورهای ماجرا جویانه یک "جی پی اس" نیزضروریست .
یکی از ضروری ترین تجهیزات سفر با دوچرخه خود این وسیله است که در طی مسافرت به یک دوست صمیمی تبدیل می شود.اما چرا دوچرخه.
دوچرخه سواری عین زندگی آدمهاست (انیشتین) سفر با دوچرخه شاید هر آدمی را وسوسه کند ،دوچرخه سوار کاملا با طبیعت در ارتباط است و به آن نزدیک ،عملا تنهاست و این چنین به خودفرصت شناخت می دهد ،ارزانتر از هر وسیله ای است وبا روح طبیعت نیز سازگار.
جهت انجام یک چنین مسافرتی داشتن دوچرخه ای که امکان و استحکام حمل توشه سفر را داشته باشد در درجه اول قرار دارد ،دوچرخه ای که با وسایل لازم از قبیل کیف وسایل و ترک بند و...تجهیز شده باشد.یک چادر ،کیسه خواب و لباس گرم ،وسایل آشپزخانه جهت طبخ غذای روزمره ،دوربین عکاسی ،کیف کمکهای اولیه و دفتر ثبت خاطرات از ملزومات سفراست.
قبل از سفر مشخص کردن مسیر و مسافت سفر بصورت تقریبی ،تهیه تجهیزات مورد نیاز سفر به جهت مدت آن و بالا بردن سطح آمادگی جسمانی ضروری است .
علاقه به آداب و رسوم متفاوت اقوام ایرانی ،وجود آثار باستانی بیشمار در اقصی نقاط ایران عزیزوطبیعت زیبا و بکر،چنان انگیزه ای در من بوجود آورد که حدود دو سال و نیم قبل برنامه سفر و تعیین مسیر برای مسافرت دور ایران را با در نظر گرفتن تغییر فصل وآب و هوای مناطق مختلف ایران با کمک گرفتن از تجربیات جمعی از دوستان مطلع که با دوچرخه نیز انس دارند آغاز نمودم.
مطالعه کتابها و نشریات و سفرنامه ها و مجلات موجود اطلاعات مناسبی در اختیار من گذاشت،اما هیچ یک از این منابع نمی توانست همانند تجربه خویش،مرا ارضاء کند ،من آرام نگرفتم تا زمانی که سفرم آغاز شد.
می دانستم دریک چنین سفری همه چیز هست ،درد هست ناراحتی هست ،اما یکروز باید رفت،آنروز 15 اردیبهشت سال 85 بود.
نگرانی در نگاه دوستانی که برای بدرقه من آمده بودند موج می زد ،دوچرخه من به جهت بارو تجهیزات سفر بسیار سنگین شده بود تا بدان جا که کنترل آنگاه برمن دشوارمی نمود.
سر انجام پس از طی مسیر تا گرمسار در حدود 100کیلومتری تهران در جاده خراسان خود را آماده خداحافظی با دوستان نمودم.این نقطه ای بود برای پایان راه مشایعین و سر آغاز راه برای من که روزهای بیشماری را برای رسیدن به امروز سپری نموده بودم،دوستان بازگشتند به سوی شهر به ظاهر امن خویش و من خوشحال از ترک تکرارها در زندگی روزمره خویش.
کاروانسرای سلجوقی ..
آثار باستانی قبل ازشهر دامغان
در روزهای بعدی سفر از شهرهای دامغان وشاهرود دیدن کردم ،شهرهائی که آثاری چون مسجد تاریخانه و برج طغرل و پیر علمدار،مجموعه تاریخی بایزید بسطامی و آرامگاه بزرگانی چون شیخ ابوالحسن خرقانی را در دل خویش جا داده اند
زیر گذر جاده سمنان..
کویر....
...
کاروانسرای دوره ساسانی در مسیر شهر مشهد(میاندشت)